سایت دانلود پایان نامه های رشته مدیریت

عنوان کامل پایان نامه :

 مطالعه تاثیر خودکارآمدی کارآفرینانه بر تقویت قصد کارآفرینی دانشجویان

قسمتی از متن پایان نامه :

 قصد کارآفرینانه

 

محققان قصد را در بسیاری از زمینه‌ها تبیین داده‌اند، برد[1] (1988) آن را در کار خود به‌عنوان یک حالت ذهنی که هدایت کننده توجه فرد و در نتیجه آن تجربه و اقدام به سمت یک شیئ یا یک مسیر خاص، جهت دستیابی به چیزی می باشد، تعریف می کند. قصد می‌تواند به‌عنوان یک الگوی شناختی هم برای هدف و هم برای برنامه اقدام توصیف گردد. مهم‌ترین بخش هر دو تعریف، تأثیر مقصودها و توانایی آن‌ها جهت ترویج و تحت تأثیر قراردادن قصد می باشد.

(Tubbs & Ekeberg,1991)

شین[2] و برد و ونکترمن[3] (2000) تأسیس شرکت‌های مستقل و جدید و ارزش‌گزاری جدید در واحدهای موجود را دو مقصود عمده کارآفرینی اظهار می‌کنند. در راستای این دیدگاه، به‌مقصود ایجاد سرمایه‌گذاری‌های مستقل جدید یا ارزش‌گزاری جدید در شرکت‌های موجود، قصد کارآفرینی را به‌عنوان الگوی شناختی کارهایی که توسط افراد انجام می شوند، تعریف می‌کنند. ایده‌های کارآفرینی با الهام گرفتن شروع می شوند؛ اگرچه مقاصد، جهت ظاهر شدن ایده‌ها مورد نیاز هستند  (Delmar & Shane,2003).

طبق نظر کروگر و همکاران (2000) افراد یک کسب‌و‌کار را به‌عنوان یک عکس‌العمل غیرارادی به‌گونه خود به خود شروع نمی‌کنند، بلکه این کار را با قصد و هدف انجام می‌دهند. از این رو به‌ویژه در بدو تولد یک سازمان، تأثیر قصد کارآفرینی، غالب می باشد .(Bird,1988) در نتیجه قصدکارآفرین، شکل و سیر یک سازمان نوظهور را در ابتدای تأسیسش تعیین می کند. مقاصد کارآفرینی، اقدامات سازمان‌های موجود را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهند. در شرکت‌های تأسیس شده، افراد در نتیجه فرآیندهای قصدی، فرصت‌ها را دنبال کرده و از آن‌ها بهره‌برداری می‌کنند  (Stevanson & Jarillo,1986).

در نتیجه سازمان‌های موجود، مقاصد را که نهایتا موفقیت یک سرمایه‌گذاری را تحت تأثیر قرار می‌دهند، مجسم کرده و به‌دقت تبیین می‌دهند. به‌عنوان مثال، میشل[4](1981) بر این عقیده می باشد که مقاصد مدیران اجرایی و کارآفرینان، سازمان‌هایی را که هدایت می‌کنند، مستقیما تحت تأثیر قرار می‌دهند.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

مقاصد مدیران اجرایی با هدف ارزش‌گزاری جدید، که بواسطه اقدامات نوآورانه، پویا و پرمخاطره در سازمان‌های موجود صورت گرفته می باشد، رشد سرمایه‌گذاری را تحت تأثیر قرار می‌دهند (1991 wiklund ,). در رویکردی مشابه، به‌گونه تجربی نشان می‌دهند که قصد خلاق، پویا و ریسک‌پذیر بودن، عملکرد یک شرکت را تحت تأثیر قرار می‌دهد (2003shepherd&wiklund,).

هنگامی که ما کارآیی قصد کارآفرینانه را تصدیق کردیم، ممکن می باشد این سؤال برای ما ایجاد گردد که چه عواملی قصد فرد را سبب شده و به مرحله اجرا در‌می‌آورند.

شناخت عوامل مربوط به قصد کارآفرینی می‌تواند به ما این امکان را بدهد که راه‌های کاهش شکاف بین تمایل و عملکرد فرد را افزایش دهیم. قصد کارآفرینی با تمایل کارآفرینی تفاوت دارد. تمایل کارآفرینی، اندازه کشش یک فرد به مالکیت یک کسب‌و‌کار می باشد، که می‌تواند منجر به قصد کارآفرینی بشود یا نشود. می‌توان این‌گونه فرض نمود که ارتقاء سطح تمایل کارآفرینی به ارتقاء سطح قصد کارآفرینی کمک می کند. برای درک چگونگی ارتباط عوامل با قصد کارآفرینی، می‌بایست اجزای مختلف قصد شناخته شوند.

تحقیقات موجود، بسیاری از عوامل را به‌عنوان شکل‌گیری قصد کارآفرینی می‌پذیرند. محققان آن‌ها را در دو گروه بزرگ، که مربوط به حوزه‌های زمینه‌ای و فردی هستند، طبقه بندی می‌کنند  (Bird,1988).

گروه اول شامل جمعیت، صفات شخصی، ویژگی‌های روان‌شناختی، مهارت‌های فردی و دانش اولیه، شبکه فردی و روابط اجتماعی می باشد. گروه دوم طرفداری محیطی، اثرات محیطی و عوامل سازمانی را در‌برمی‌گیرد.

تحقیقات انجام شده، حوزه‌های فردی (مانند: شخصیت، انگیزه و تجربه‌های قبلی) و متغیرهای زمینه‌ای (مانند: زمینه‌های اجتماعی، بازارها و اقتصاد) را به‌عنوان دو بعد مسئول در قبال شکل‌گیری مقاصد کارآفرینی مشخص می‌کنند. (Bird,1988)

حوزه فردی

جمعیت (دموگرافیک): پس از اولین مقاله‌ی رابرتز[5] (1991) درمورد ویژگی‌های فردی کارآفرینان پیشرفته، چندین مقاله، به مقصود شناسایی عوامل مسئول در قبال شکل‌گیری قصد کارآفرینی، جمعیت را مورد مطالعه قرارداده‌اند. بسیاری از آن‌ها سن و جنسیت را مورد مطالعه قرارداده‌اند.

در ارتباط با جنسیت اظهار داشتند که در ایالات متحده مردان دو برابر زنان احتمال دارد که در فرآیند شروع یک کسب‌و‌کار جدید قرار گیرند (Cox,Greene,Gartner,Carter&Reynolds,2000 )

به‌علاوه پژوهش در زمینه علایق شغلی نوجوانان که کارآفرینان بالقوه‌ی نسل بعد هستند، نشان داده می باشد که در بین دختران نسبت به پسران مقاصد کمتری جهت اشتغال به حرفه‌های کارآفرینانه هست.

(Kourilsky & Walstad,1988)

در ارتباط با سن بوید[6] (1990) نشان می‌دهد که این موضوع با قصد کارآفرینی در ارتباط می باشد. قصد و در نتیجه احتمال کارآفرین شدن، با سن افزایش یافته و با رسیدن فرد به سن 40 سالگی به اوج خود می‌رسد و سپس یکنواخت می گردد (1995،Bates).

وضعیت تأهل نیز به‌عنوان پیشینه قصد کارآفرینی مورد مطالعه قرار گرفته می باشد. دانشمندان در مطالعه خود روی نژاد و قومیت نشان‌دادند احتمال این‌که افراد متأهل درگیر فعالیت‌های کارآفرینی شوند بیشتر می باشد (1989،Evan& leighton).

وضعیت اشتغال یکی دیگر از ویژگی‌هایی می باشد که مورد توجه قرار گرفته‌می باشد. بیکاری شخص بر روی قصد وی جهت اشتغال به فعالیت‌های کارآفرینی، اثری مثبت دارد (2002،Ralisti). به‌ویژه بیکاری و ناامنی شغلی به‌عنوان دو عاملی که مستقیما قصد کارآفرینی را تحت تأثیر قرار می‌دهند مشخص شده‌اند  (Storey,1991).

[1] Bird

[2] Shane

[3] Vankaterman

[4] Mitchel

[5] Roberts

[6] Boyd

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

4-1) اهداف انجام پژوهش

هدف اصلی انجام این پژوهش مطالعه تاثیر خودکارآمدی کارآفرینانه بر تقویت قصد کارآفرینی دانشجویان دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه علامه طباطبایی می‌باشد.

اهداف فرعی عبارتند از:

مطالعه تاثیر مهارت شناخت فرصت‌های بازار و توسعه محصول جدید بر تقویت قصد کارآفرینی دانشجویان دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه علامه طباطبایی.

مطالعه تاثیر مهارت ایجاد محیط نوآورانه بر تقویت قصد کارآفرینی دانشجویان دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه علامه طباطبایی.

مطالعه تاثیر مهارت ایجاد ارتباط با سرمایه‌گذاران بر تقویت قصد کارآفرینی دانشجویان دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه علامه طباطبایی.

مطالعه تاثیر مهارت شناسایی هدف اصلی بر تقویت قصد کارآفرینی دانشجویان دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه علامه طباطبایی.

مطالعه تاثیر مهارت رویارویی با چالش‌های غیر‌منتظره بر تقویت قصد کارآفرینی دانشجویان دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه علامه طباطبایی.

مطالعه تاثیر مهارت توسعه منابع انسانی بر تقویت قصد کارآفرینی دانشجویان دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه علامه طباطبایی.