مطالعه ارتباط بین بعضی ساز و کارهای حاکمیت شرکتی و اعلام به موقع سود

قسمتی از متن پایان نامه :

2-8-2- سیستم برون­ سازمانی

در آغاز تفاوت اصلی سیستم­های درون­سازمانی و برون­سازمانی ناشی از ارتباط­ی بین این دو حق بین سهامداران می باشد. در کشورهای دارای سیستم بیرونی مانند آمریکا و انگلستان ساختار مالکیت رایج، مالکیت پراکنده می باشد. این ساختار به حق جریان نقدی و حق کنترل مالکیت تصریح دارد. “یک سهم، یک رأی” قانونی می باشد که برای توزیع حقوق کنترل بین سهام­داران در کشورهای با سیستم بیرونی، بهره گیری می­گردد. در این سیستم، شرکت­ها به­گونه معمول دارای سلسله مراتب مالکیتی مسطح هستند، به بیانی دیگر شرکت­ها در آمریکا و انگلیس به­ گونه معمول تحت مالکیت مستقیم مالکان نهایی خود هستند. مالکان با انتخاب­کنندگان در هیأت­های نظارتی یا حتی تأیید آنان به بعضی از مدیران پیشنهادی بر مدیریت شرکت به گونه غیرمستقیم اعمال کنترل می­کنند. در این کشورها مالکیت هرمی متقابل خیلی کم می باشد. در این سیستم شرکت­های بزرگ به وسیله­ی مدیران کنترل و اداره می­شوند، اما در مالکیت سهام­داران بیرونی از قبیل مؤسسه­های مالی یا سهام­داران منفرد قرار دارند. چنین وضعیتی منجر به جدایی مالکیت و کنترل در شرکت ­ها می­گردد. این مسأله اولین بار در سال 1932 مطرح گردید. مشکل نمایندگی باعث تحمیل هزینه­های زیادی هم به سهامداران و هم به مدیران می گردد. اصطلاح دیگری که برای این سیستم به­کارمی­رود، سیستم مبتنی بر بازار می­باشد و همچنین تحت نام سیستم آمریکایی و انگلیسی یا سیستم آنگلوساکسون نیز شناخته شده می باشد. در این سیستم تعداد زیادی از مالکان، تعداد کمی از سهام شرکت را در اختیار دارند. سهام­داران کوچک انگیزه­ی کمی برای نظارت بر فعالیت شرکت دارند و تمایلی به درگیری در سیاست­های تصمیم­های مدیریت ندارند. سیستم برون­سازمانی آنگلوساکسون[1]، مدل مبتنی بر بازار با ایدوئولوژی فردگرایی و مالکیت خصوصی و یک بازار سرمایه­ی نقدشونده و توسعه­یافته با تعداد زیاد سهام­داران و تمرکز کم سرمایه گذاران شناخته می­گردد. کنترل شرکت، نیز به وسیله­ی بازار و سرمایه­گذاران خارجی تحقق بخشیده می­گردد (رودپشتی و اصلانی، 1389).

این سیستم علیر­غم این مزیت­ها، ضعف­هایی نیز دارد. گرچه مدیران به نفع سهام­داران اقدام می­کنند اما مالکیت پراکنده، سهام­داران ضعیف­تر ایجاد می­کند. پس حق کنترل عملی روی دارایی­ها و شرکت با قصور کارکرد مدیریت کاهش می­یابد. یک مالک ضعیف منجر به مدیر قوی می­گردد و باعث ایجاد تضاد منافع بین مدیران سنگربندی شده و سهام­داران پراکنده می­گردند. در واقع مشکل نمایندگی ایجاد می­گردد. عدم حضور مالکان قوی، نوعی مکانیزم نظارتی خاصی را می­طلبد. از آن جا که هیأت­مدیره، اولین وسیله­ی نظارت بر مدیر می باشد، هیأت مدیره بایستی از مدیریت مستقل گردد.

مکانیزم دوم، مالکیت سهام شرکت توسط مدیران می باشد. برنامه های پاداش مدیران اجرایی به هم سویی منافع مدیران و سهام داران و تمرکز فعالیت مدیران در راستای افزایش ثروت سهام دار کمک می کند. به هر حال، انواع پاداش های مدیریت، موجب رفتار کوتاه مدت مدیران به علت افشای فصلی و نزدیک بینی بازار سهام می گردد. مکانیزم سوم، بازار سهام خارجی برای کنترل شرکت می باشد که وسیله ی ارتباط شرکت ها و مدیریت شان را بر عهده دارد. زیرا در سیستم برون سازمانی بر اطلاعات خارجی تکیه می گردد که به قوانینی در ارتباط با افشا و شفافیت نیاز دارد. در این سیستم، مالکان پراکنده گرایش به ماکزیمم کردن منافع کوتاه مدت دارند. آن ها سیاست ها و استراتژی هایی را می پسندند که سود کوتاه مدت داشته باشد و ضرورتاً عملکرد بلندمدت شرکت را ارتقاء نمی دهند. این مسأله می تواند منجر به تعارض هایی بین اعضای هیأت مدیره و مالکان و اغلب تغییرمالکیت گردد. زیرا ممکن می باشد سهام داران از دریافت سود بالاتر ناامید شوند. ضعف دیگر، ضعف در ثبات شرکت می باشد. سرمایه گذاران کوچک انگیزه ی کمتری برای نظارت بر تصمیم های جلسه های هیأت مدیره و پاسخ گویی هیأت مدیره دارند و لذا اعضایی که از تصمیم های نادرست هیأت مدیره طرفداری می کنند ممکن می باشد در هیأت مدیره باقی بمانند. به گونه اختصار، در مدل برون سازمانی، بحث درمورد ی حاکمیت شرکتی بر مسئولیت پذیری مدیران شرکت، عدم کنترل و نظارت مستقیم مالکان و نقص کنترل موجود و مکانیزم­های پاداش تمرکز می­کند. مشکل حاکمیت شرکتی در این روش، به مفهوم ایجاد ارزش برای سهامدار تصریح می­کند (رودپشتی و اصلانی، 1389).

[1] – Anglo-Soxon

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 اهداف پژوهش:

هدف از پژوهش حاضر مطالعه ارتباط بین حاکمیت شرکتی و مالکیت شرکتی و به موقع بودن سود در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. بدیهی می باشد انجام چنین مطالعاتی، مشروط به بهبود فرآیند تصمیم گیری بهره گیری گنندگان از گزارش های حسابداری منجر می گردد. سازوکار حاکمیت شرکتی بر کیفیت اطلاعات افشاء شده توسط شرکت ها، مانند به موقع بودن سود اثر می گذارد. افشای اطلاعات مالی شفاف، معضلات و مسائل نمایندگی را از طریق کاهش تقارن اطلاعاتی بین مدیریت و سهام داران به حداقل می رساند. و باعث بهبود کیفیت اطلاعات ارائه شده توسط مدیریت می گردد. این پژوهش در صدد یافتن پاسخی برای این سؤال می باشد که آیا حاکمیت شرکت با نوع مالکیت شرکت ارتباط دارد؟ آیا به موقع بودن سود به نوع مالکیت شرکت بستگی دارد؟ از آن جایی که در این مطالعه، شواهدی در خصوص مالکیت شرکتی و همچنین به موقع بودن سود ارایه خواهد گردید، اهداف پژوهش را می توان به صورت زیر بیان نمود:

  • مطالعه ارتباط بین مالکیت خانوادگی و به موقع بودن سود
  • مطالعه ارتباط بین مالکیت نهادی و به موقع بودن سود
  • مطالعه ارتباط بین مالکیت شرکتی و به موقع بودن سود
  • شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

مطالعه ارتباط بین بعضی سازوکارهای حاکمیت شرکتی و اعلام به موقع سود

پایان نامه - تز - رشته حسابداری