سایت دانلود پایان نامه های رشته مدیریت

عنوان کامل پایان نامه :

 مطالعه تاثیر خودکارآمدی کارآفرینانه بر تقویت قصد کارآفرینی دانشجویان

قسمتی از متن پایان نامه :

. درک امکان­پذیری و قابلیت انجام کار

این مدل توسط کروگر (2000:421)، آجزن (1991: 189)، لینان (2008: 264) و شاپیرو (1982: 292) مطالعه شده می باشد.

شاپیرو درک امکان­پذیری و قابلیت انجام کار را اینگونه تعریف می­کند: میزانی که یک فرد احساس می­کند توانایی راه­اندازی کسب‌و‌کار را دارد (خودکارآمدی) به بیانی دیگر اندازه آسانی راه­اندازی یک کسب‌و‌کار برای فرد.

درک درجه تمایل را نیز جذابیت شروع یک کسب‌و‌کار برای فرد تعریف می­کند.

میل به اقدام را اینگونه مفهوم­سازی می­کند: گرایش شخصی برای انجام یک تصمیم به‌طوری که جنبه ارادی قصد را منعکس می­کند.

 

هر دو مدل سطح بالایی از سازگاری متقابل را ارائه می‌کنند. (Krueger et al.2000)

کار ما بر مبنای ادغام هر دو مدل می باشد.

نظریه ی “رویداد کارآفرینی” تأسیس شرکت را به‌عنوان نتیجه تعامل میان عواملی در نظر می گیرد،که از طریق اثر خودبرادراک فرد اقدام می­کنند  (Peterman&Kennedy,2003).

پاسخ مردم به این رویداد خارجی،بستگی به برداشت ۀنها از گزینه های موجود خواهد داشت.دو نوع برداشت اساسی هست:

_شرایط مطلوب درک شده تصریح به درجه ای دارد که شخص نسبت به یک رفتار خاص احساس جاذبه می کند.(جهت تبدیل شدن به یک کارآفرین)

_ درک امکان­پذیری و قابلیت انجام کار به‌عنوان درجه ای تعریف می گردد که مردم  با در نظر داشتن آن خود را شخصا به انجام حرکت خاصی توانا می بینند.حضور تأثیر الگوها، مربیان یا شرکاء، عنصری تعیین کننده در ایجاد سطح عملی بودن کارآفرینی خودی خواهد بود.

هر دو نوع برداشت به نوبه خود،توسط عوامل فرهنگی و اجتماعی،از طریق نفوذ آن‌ها بر سیستم ارزش‌های فردی،تعیین می شوند. (Shapero & Sokol,1982)

پس رویدادهای خارجی، حرکت های ایجاد کننده شرکت را مستقیما تعیین نخواهد نمود،بلکه آن‌ها نتیجه (خودآگاه یا ناخودآگاه) مطالعه انجام شده درمورد مطلوبیت و امکان جایگزین های مختلف در آن وضعیت توسط شخص می باشد.

آجزن(1991) طی روندی یکسان اما بسیار دقیقتر،یک مدل روانشناختی از “حرکت برنامه‌ریزی شده” را ایجاد می کند.ممکن می باشد این نظریه تقریبا در تمام حرکت های داوطلبانه به کار رود و این امر نتایج بسیار خوبی را در زمینه های بسیار متنوع از قبیل مشاغل حرفه ای فراهم می کند.

(Ajzen,2001;Kolvereid,1996)

بر این اساس ارتباط ای محدود بین قصد کارآفرین شدن و اجرای مؤثر آن هست.قصد عنصری بنیادی برای تبیین حرکت می باشد و نشان دهنده تلاشی می باشد که فرد جهت انجام حرکت کارآفرینانه به کار می بندد؛و به این ترتیب سه عامل محرک مؤثر بر حرکت را که به تبیین زیر می باشد تحت کنترل در می آورد. (Ajzen,1991 )

_کنترل عینی رفتار، به‌عنوان درک سهولت یا دشواری انجام رفتارهای مورد علاقه تعریف می گردد.پس این مفهومی کاملا شبیه به خودکارآمدی عینی می‌باشد. (Bandura,1997)این امر همچنین،بسیار شبیه به دیدگاه سوکول[1] و شاپیرو (1982) درمورد ی درک امکان­پذیری و قابلیت انجام کار (خودکارآمدی)می باشد.

_دیدگاه و توجه درمورد رفتار به درجه ای تصریح دارد که فرد دارای ارزیابی شخصی مثبت یا منفی درمورد کارآفرین شدن می باشد.

_هنجارهای اجتماعی عینی،فشار اجتماعی متصور جهت بجای آوردن یا ندادن آن حرکت کارآفرینانه را اندازه‌گیری می کند.

این سه عنصر متغیر های قصد را تشکیل می‌دهند.سهم نسبی آن‌ها جهت پیکربندی قصد، در این مدل ایجاد نشده می باشد،در نتیجه ممکن می باشد از موردی به مورد دیگر تغییر کند؛ به ویژه در 16 کار تجربی که توسط آجزن (1991) مطالعه شده،تمایل هنجار های ذهنی جهت مشارکت در قصد انجام حرکت های مختلف بسیار ضعیف می باشد. در نهایت در این مدل، فرض بر وجود تعاملات میان سه عنصر توضیحی می باشد.

اگر ما این متغیرهای توضیحی را با آن‌هایی که توسط  سوکول و شاپیرو مطالعه شده اند،مقایسه کنیم درمیابیم که امکان عینی، همانطور که در بالا ذکر گردید، به خوبی با کنترل رفتاری درک شده،مطابقت می کند.از سوی دیگر،تمایل بر انجام حرکت های کارآفرینانه می‌تواند به‌عنوان ترکیبی از توجه شخصی و هنجارهای اجتماعی درک شده شناخته گردد.در این مفهوم ممکن می باشد یادآوری گردد که سوکول و شاپیرو (1982) شرایط مطلوب را به‌عنوان تأثیرات اجتماعی و فرهنگی در گرفتند. به علاوه همانطور که در شکل زیر نشان داده شده،دانش بیشتر از محیط کارآفرینانه، مطمئنا به درک واقع بینانه تر در مورد فعالیت‌های کارآفرینانه کمک کرده و به شناسایی الگوهای مناسب کمک می کند.

عنصر آخر، برروی امکان عینی شدن و احتمالا شرایط مطلوب عینی تایید داشته می باشد. (Scherer et al.,1991)

به‌گونه کلی دانش بیشتر، آگاهی بیشتری را درمورد وجود گزینه های مشاغل حرفه ای، مستقیما فراهم آورده و باعث می گردد که قصد به یک کارآفرین معتبرتر تبدیل گردد

[1] Sokol

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

4-1) اهداف انجام پژوهش

هدف اصلی انجام این پژوهش مطالعه تاثیر خودکارآمدی کارآفرینانه بر تقویت قصد کارآفرینی دانشجویان دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه علامه طباطبایی می‌باشد.

اهداف فرعی عبارتند از:

مطالعه تاثیر مهارت شناخت فرصت‌های بازار و توسعه محصول جدید بر تقویت قصد کارآفرینی دانشجویان دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه علامه طباطبایی.

مطالعه تاثیر مهارت ایجاد محیط نوآورانه بر تقویت قصد کارآفرینی دانشجویان دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه علامه طباطبایی.

مطالعه تاثیر مهارت ایجاد ارتباط با سرمایه‌گذاران بر تقویت قصد کارآفرینی دانشجویان دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه علامه طباطبایی.

مطالعه تاثیر مهارت شناسایی هدف اصلی بر تقویت قصد کارآفرینی دانشجویان دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه علامه طباطبایی.

مطالعه تاثیر مهارت رویارویی با چالش‌های غیر‌منتظره بر تقویت قصد کارآفرینی دانشجویان دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه علامه طباطبایی.

مطالعه تاثیر مهارت توسعه منابع انسانی بر تقویت قصد کارآفرینی دانشجویان دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه علامه طباطبایی.