چکیده در این مقاله ابتدا شرحی کوتاه درباره نهج البلاغه و اهمیت ادبی آن و نیز درباره شخصیت امام(ع) از بعد بلاغت و فصاحت به نقل از چند تن از بزرگان ادب عربی آمده است . سپس درباره جهاد مطالبی به رشته تحریر کشیده شده . در ادامه نگارنده اصل موضوع را به سه بخش تقسیم کرده است : ابتدا خلاصه ای از مضمون خطبه جهاد را با اشاراتی به ظرافت های بلاغی بیان کرده ‍ ، سپس در بخش دوم زیبایی های ادبی و بلاغی عبارات مورد بحث قرار داده و سعی کرده در حد بضاعت اندک خود آنها را به تصویر بکشد . در پایان منظور هر چه شفافتر نشان دادن برتری های سخن مولا (ع) ، به مقایسه بخش هایی از سخن حضرت با خطبه یک از خطیبان مشهور عرب پرداخته است. مقدمه : امام علی (ع) بی شک سر آمد سخنوران عصر خود و هیچ سخن شناسان منصفی نیست که در این بامور کوچکترین تردیدی داشته باشد . نهج البلاغه نیز که مجموعه ای است از سخنان گهربار آن حضرت به انتخاب علامه سید رضی ، به اعتراف همه ادبیان و سخن شناسان عرب و غیر عرب عربی شناس ‍، پس از قرآن که در اوج قله بلاغت قرار دارد ، بی چون و چرا در زیبایی ها و ویژگی ها ی ظریف بلاغی و سخنوری سرآمد همه مجموعه های سخن در زبان عربی است . واژه ها و ترکیب های امام علی (ع) در این کتاب به راستی که همچون ستاره هایی درخشان راه و روش بلاغت را می نمایانندو ضمن آنکه خواننده کتاب را سرمست از زیبایی واژگان تعابیر می کنند ، دست او را می گیرند و از جاده هموار بلاغت به کرانه اقیانو بی انتهای حکمت و دانش و اخلاق فاضله که مقصد و منظور اساسی علی (ع) است ، می برند در آن جا هرر کس به اندازه توان خود قطره ای بر می گیرد امام علی (ع) آن گاه که از ذات پروردگار سخن می گوید واژه ها را چنان مناسب و زیبا به خدمت می گیرد که شنونده و خواننده را چنان در عمق مفاهیم و ژرفای مضامین فرو می برد که اگر منصف باشد به ناچار در برابر وجود پروردگار و حدانیت او سر تسلیم فرو می آورد و هنگامی که درباره تقوا صحبت می کند ، انسان در افسوس مقام پرهیزگاران را می سوزاند . در این جا سخن چند ن از بزرگان ادب را در ستایش از سخنوری وفصاحت و بلاغت مولا علی (ع) و نهج البلاغه ن نقل می کنیم . البته نه برای اثبات بلاغت امام که همچون خورشیدی تابناک در آسمان سخن می درخشد بلکه برای تیمن و تبرک و اعتبار بخشیدن به این نوشته . جا خط که در عصر خود از فرزانگان سخن به شمار می رفت در کتاب «البیان و التبیین» درباره زیبایی سخنان امام علی (ع) مطلبی نوشته که ترجمه اش چنین است : امام علی بن ابی طالب (ع) می فرماید : « قیمه کل انسان ما بحسن » اگر در این کتاب (نهج البلاغه) فقط همین یک جمله وجود می داشت ، برای ما کافی و شافی و بی نیاز کننده و حتی بیشتر از حد کفایت بود . حنا فاخوری ادیب و نویسنده معاصر عرب که یک مسیحی لبنانی است ، درباره نهج البلاغه و اهمیت آن و نیز شخصیت امام (ع) با شیفتگی چنین می گوید : «نهج البلاغه از پرآوزاه ترین کتاب های عربی است که همواره مورد اهتمام و توجهخ ادبیان ودانشمندان بوده و هست . در این کتاب شریف ، یک روحانی و مرد دین ، عقیده وفضیلت می یابد و یک فیلسوف ، حکمت و فلسفه و یک جامعه شناس ، قوانین اجتماعی برتر و یک ادیب ، ادیبات و الا و یک لغت شناس واژه هایی که بی چون و چرا ، سند و ماخذ کتب لغت هستند.» نیز درباره شخصیت امام (ع) ضمن اشاره به خطبه نخست نهج البلاغه می گوید : «شگفت نیست که امام (ع) این موضوعات لاهوتی و فلسفی را چنین زیبا و شگفت انگیز بیان می کند چه ، او محبوبترین مردم نزد خداو دست پرورده رسول خدا (ص) و خزانه حکمت بود . عمر فروخ از مورخان معاصر ادبیات عربی نیز درباره خطبه های امام عی (ع) چنین می گوید : «خطبه های امام عی (ع) موجز ، دارای جمله هایی کوتاه ، ترکیب های محکم ، جامع و جود بلاغت ، برخوردار از مقاصدی روشن و واضح و حاوی سخنان حکمیت آمیز و بسیار زیبا و دلپذیر هستند .» نظیر این سخنان را تقریباً همه مورخان ادب عربی و بزرگان فضل و سخن شناسان فرزانه بر زبان آوردند که نقل آنها نه در یک مقاله که در چندین کتاب نیز نمی گنجد. بنابراین ما نیز به همین اندازه بسند می کنیم و به موضوع می پردازیم که همانا نشان دادن گوشه ای از زیبایی های سخن امام در یک خطبه است . از جمله ویژگی های نهج البلاغه این است که مضامین عالی را در قالب واژه ها و تعبیرات زیبا را ارائه می دهد و همین آمیختگی لفظ و معناست که به این کتاب شریف جایگاهی ویژه می بخشد و نگارنده حقیر امیدوارست بتواند در حد بضاعت اندک خود ، گوشه هایی از این زیبایی ها را در خطبه جهاد نشان دهد . اما پیش از ورود به بحث اشاره به این نکته شایسته می داند که اساساً در فرهنگ عربی و اسلامی جهاد از مقوله هایی است که بیشترین خطابه ها را به خود اختصاص داده است چه ، جهاد ماهیتاً خطراتی را برای جان و مال انسان در بردارد و انسان به طور غریزی از آن سر بر می تابد و نیاز به انگیزه ها و عوامل مشوقی دارد که او را به این امر تحریک و تشویق کنند. این عوامل در میان همه ملت ها در شکلهای مختلف و جود دارد ، از تشویق های مالی گرفته تا وطن دوستی وتشویق های عقیدتی و دینی که در اوج قرار دارند . روش تشویقها نیز گوناگون است ، از سخنرانیها ( یا همان خطابه ها ) آتشین و مهیج قرار گرفته تا خواندن شعر و سرود و نواختن موسیقی هیجان انگیز که امروزه رواج دارد . در میان عرب ها از آن جا که شعر خطابه از اهمیت والایی برخوردار بود و بنابراین ایراد سخن زیبا در هنگام جهاد و کارزار و برانگیختن عواطف مجاهدان ، در سرنوشت جنگ بسیار موثر می افتاد . امام علی (ع) نیز که اخطب خطبای عرب بود ، برای برانگیختن غیرت انسانی و دینی یاران خود در هنگام و هنگامه های گوناگون از این روش و از این حرفه زیبا و موث بهره می برد . البته موضوع جهاد در سراسر نهج البلاغه به ویژه در خطبه ها ، حضور موثر دارد ، اما خطبه جهاد در شرایطی خاص و با توجه به حوادثی ویژه ایراد شده و تقریباً تمام بندها و عبارات آن مستقیماً به جهاد پرداخته است . شاید به همین دلیل باشد که سید رضی به حق آن را خطبه جهاد نامیده است . اینک در آغاز بحث اصلی نخست به انگیزه ایراد خطبه و سپس به خلاصه مضمون آن اشاره می کنیم و بعد زیبایی های ادبی و بیشتر بلاغی آن را در حد بضاعت اندکی که دارم مرور می کنم و در پایان به مقایسه خطبه امام با خطبه یکی از خطبای مشهور عرب در همین زمینه می پردازم . انگیزه ایراد خطبه ابن میثم در شرح نهج البلاغه خود از ابوالعباس مبرد و دیگران چنین نقل می کند : «به حضرت (ع) گزارش داده شده که گروهی از سربازان سواره معاویه به فرماندهی سفیان بن عوف عامدی به شهر انبار که در مرز آن روز کوفه و شام در قلمرو حکومت امام علی(ع) قرار داشت ، نفوذ کردند حسان بی حسان دیگری کارگزاران آن حضرت را کشتند و پس از آن آزار و ایذای مردم و غارت اموال آنان که در خطبه نیز به گوشه ای از آن اشاره شده است ، سالم و راحت بازگشتند . حضرت علی (ع) به محض شنیدن این خبر به منبر رفت و ضمن اعلام خبر قتل حسان ، مردم را به جنگ با تجاوزگران فرا خواند … سپس ساکت شد به این امید که پاسخ مثبت دهنده ، اما هیچ یک از مستعان سخنی نگفت ، امام علی (ع) با مشاهد این سکوت از منبر پایین آمدند و پیاده به سوی نخلیه روان شدند و مردم نیز در پی ایشان تا اینکه عده ای از اشراف کوفه دور امام را گرفتند وگفتند : شما برگردید ، ما خود این کار خواهیم کرد امام فرمود: شما نه تنها برای من که برای خود نیز چاره ای نتوانید اندیشید در هر صورت امام ، سعید به قیس همدانی را باهشت هزار نفر در پی سفیان بن عوف گسیل داشت و آنها او را تا سرزمین قنسرین نیز تعقیب کردند ، اما او گریخته بود و آنها دست خالی بازگشتند. در آن ابلاغ کنند ، لذا این خطبه ( جهاد) را بر کاغذ نوشت و به غلام خود سعدد دارد و فرمود آن را در مسجد چنان بر مردم بخواند که صدایش را خود آن حضرت و مردم بشوند و سعد چنین کرد . البته در روایت نیز مبرد آمده است که خود آن ضحرت هنگامی که مردم در نخلیه احاطه اش کرده بوند ، بر تپه ای فرا رفت و این خطبه را با زبان مبارکش چنان کوبنده و موثر ایراد فرمورد که در پایان خطبه یاران پشیمان، به هیجان آمدند و در پی آن متجاوز اموری روان شدند که البته دیر شده و کار ازکار گذشته بود » خلاصه مضمون جلسه در آغاز این بخش ، اشاره به این نکته خالی از فایده نیست که برخی ازکلما و واژه های این خطبه در ضبط حرکت و نوع اعراب ، در تصحیحها و شرح ها و چاپهی مختلف نهج البلاغ بایکدیگر تفاوت دارند و حتی گاهی کلمه ای در یک شرح وجود دارد در شرحی دیگر درج نشده است و نیز شماره این خطبه در چند نهج البلاغه ای که نگارنده به آنها مراجعه کرده ، متفاوت است . مثلاً شماره خطبه در نهج البلاغه شیح محمد عبد شانزدهم ، در نهج البلاغه شرح ابن میثم بیست وششم در نهج البلاغه فیض الاسلام بیست و هفتم است در خصوص اختلاف ضبط واژه ها نیز تنها به ذکر چند مورد بسنده می شود و در نهج البلاغه ابن میثم و فیض الاسلام واژه صغار ( به فتح صاد ) ضبط شده است و در نهج البلاغه شیخ محمد عبده صغار (به کسر صاد) واژه نصف در شرح ابن میثم به فتح نون و صاد آمده است . و در شرح عبده نصف به کسر نون و سکون صاد و فتح فا در نهج البلاغه شرح ابن میثم و عبده «اسداد »آمده است . در نهج البلاغه فیض و شرح ابن ابی «اسهاب»و… البته باید گفت این گونه اختلافات در ضبط واژه ها و اعراب کلمات در کلیه متون معتبر و مرجع به چشم می خورد ،حتی در قرآن نیز در کلمات برخی ار آیات اختلاف قرائت وجود دارد که کاوش در مورد آن با موضوع این گقتار مرتبط نیست و باید در جای خود بحث شود . اما این تفاوتهای جزئی تأثیری در فهم ما از محتوای خطبه ندارد ،به عبارت دیگر این اختلافات به گونه ای نیست که مفهوم را نغییر دهد . از این رو مابی توجه به این تفاوت ها ،قسمت هایی از خلاصه را بیان می کنیم : خطبه 27 امام علیه السلام اما بعد ،جهاد دری است از درهای بهشت که خدا به روی گزیده دوستان خود گشوده است ،و جامه تقوی است ،که برتن آنان پوشده است زره استوار الهی است که آسیب نبیند ،و سیر محکم اوست که تیر در آن ننشیند ، هر که جهاد را واگذارد وناخوشایند داند ،خدا جامه خواری برتن او پوشاند و فوج بلا بر سرش کشاند ،و در زبونی و فرومایگی بماند ، دل او در پرده های گمراهی نهان و حق ازاو روی گردان ، به خواری محکوم و از عدالت محروم . من شبان و روزان آشکار او نهان ،شما را به رزم این مردم خواندم و گفتم : با آنان بستیزید ، بیش از آنکه بر شما حمله برند ، به خدا سوگند با مردمی در آستانه خانه شان نکوشیدند ،جز که جامه خواری برآنان پوشیدند اما هیچ یک از شرایط را برای جهاد آماده نساخت و از خوار مایگی ، هر کس کار را به گردن دیگری انداخت ،تا آنکه از هر سو بر شما تاخت آورند و سر شما را یکی پس از دیگری از دستان برون کردند . اکنون سربازان این مرد به انبار در آمده و حسان پسر حسان بکری را کشته و مرز بانان را از جایگاههای خویش راندند . شنیده ام مهاجم به خانه های مسلمانان ،و کسانی که در پناه اسلامند در آمده ، گردنبند و دستبند و گوشواره و خلخال از گردن و دست و پای زنان به در می کرده است ،حالی که آن ستمدیدگان برابر آن متجاوزگران ،جز زاری و رحمت خواستن سلاحی . قسمت هایی از خطبه 27 را بیان می کنیم: حضرت خطبه را با حمد و ستایش خدا و درود بر پیامبر (ص) آغاز می کند . سپس به توصیف جهاد می پردازد تا تمایل عشق مخاطبان را نسبت به آن بر انزد و عاقبت بی میلی ابتدا جهاد را با تشبیهی بلیغ به عنوان دری ازدرهای بهشت توصیف می کند ، سپس آن را لباس تقوا وزره محکم و سپر مورد اطمینان خدا معرفی می کند . در این عبارت ، استعاره که در واقع اوج تشبیه است به چشم می خورد شنونده با شنیدن این عبارت ها در می یابد که جهاد، جامه تقوا است یعنی تقوای بی جهاد همچون انسانی برهنه است . به عبارت دیگر بدون جهاد ، تقوا، مغز و محتوایی ندارد و نیز جهاد همچون زره محکم و سپر مطئمن خدا ست که انسان را از ضربه و گزند تیغها و تیرها حفظ کنند. امام (ع)بلافاصله پس از این توصی های زیبا تشویق کننده از جهاد نتیجه وعاقبت ترک جهاد و فرار از آن را نیز بیان دارد و لباس خاری وردای گرفتاری را بر تن چنین انسانی زیبنده می داند و حقارت و پستی را بر او ارزنده می شمارد و مهر بی خردی را بر دل او می زند و دولت حق را از وی گردن می داند و می فرماید بر چنینفدی داغ ذلت وخواری و خفت زده می وشد و انصاف و عدل از او بازداشته میشود . در این چند جمله ، واژه ها و تعابیر چنان وموثر و کوبنده و متناسب با مقتضا حال (به تعبیر علمای بلاغت) به کار رفته که هر انسانی را به شگفتی وا می دارد تقابل تعبیر لباس التقوی وثوب الذل ، استفاده از واژه «دیث» که علاوه بر دارا بودن معنای پستی و حقارت ، مفهوم بی غیرتی را نیز القا می کند و کاربردش در این جا بسیار نامناسب و ضربانگ موزون واژه ها که بعدا به آن اشاره خواهد شد ، گوشه هایی ازاین زیبایی را به تصویر می کشند . امام در این بخش ونیز در ادامه خطبه بر انگیختن عاطفه واحساس دینی مخاطبان می خواهد همت و غیرت آنها را پیدا کند . لذا با واژه ها و تعبیراتی زیبا،فضیلت و جایگاه والای جهاد را گوشزد می کند و ترک آن را سبب ذلت و خواری و از دست رفتن دولت حق و امیان رفتن عدالت و دادگری بر می شمارد. سپس می فرماید : من شما را شب و روز آشکار و نهان به جنگ با این جماعت فراخواندم و به شم گفتم پیش از آن که به شما هجوم آورند بر آنها بتازند زیرا هیچ ملتی در عمق خانه اش مورد هجوم قرار نمی گیرد مگر اینکه خوار و ذلیل می شود ولی شما این کار را به یکدیگر موکول کردید و به سستی گرایید تا این که مورد تاخت و تاز قرار گرفتید و سرزمینتان تصرف شد …. عبارت ‍ «فو الله ما غزی قدم فی عقر دارهم الاذلوا»نشان می دهد که امام (ع) حتی با قطع نظر از لیاقت های ناشی از امامت و ولایت که البته موهبتی خدادادی بود و تنها با توجه به معیارهای نظامی ، یک نابغه ومتخصص امور نظامی در عصر خود بودند . دردنیای امروز نیز این اصل در برخورهای نظامی مورد قبول و کاربرد همه نظامیان ارشد و کارآموزده جهان است که هر کس ضربه اول را وارد کند برنده جنگ است عبارت امم نیز در حدی گسترده تر همین اصل را باز می گوید . امام (ع) آن گاه از حادثه ای سخن می گوید که شاید انگیزه ایراد این خطبه بود ، یعنی ورود سپاهیان معاویه به فرماندهی آن مردک غامدی به انبار و قتل حسان بن حسان می فرماید : « به من خبر داده شد که در این ماجرا سپاهیان دشمن بر زنی مسلمان و زن غیر مسلمان ذمی وارد شدند و گردنبد دستنبد و خللخال از گردن و دست و پای آن ها در آورند وآن زنان هیچ ابراز دافاعی در اختیار نداشتند جز آن که عبارت « انا الله و انا الیه راجعون» بر زبان آوردند وفریاد یاری خاهی سر دهند .» امام (ع) این بخش را نیز با واژه های احساس برانگیزد و تعابیری مهیج بیان می کند که عواطف مخاطبان را به اوج هیجان و جوشش برساند . واژه «ینتزع » این صحنه را در ذهن ترسیم می کند که آنها گردنبند و دستبند را از گردن و دست زنان با خشونت و همراه با اهانت می کندند و در عین حال با هیچ مانعی رو به رو نمی شدند و پس از این تجاوزگریها بی آن که حتی یک نفرشان زخمی شود یا قطره ای خون از آنان بریزد سالم و غانم بازگشتند . این بر امام (ع) که مظهر غیرت است ، چنان گران آمد که این عبارت معروف را به زبان آورد : فلون امرا مسلماً مات من بعد هذا اسفاً ما کان به ملولاً بل کان به عندی جدیراً . اگر مرد مسلمانی پس از شنیدن این ماجرا زشدت تاسف و اندوه بمیرد ، بر او ملامتی نیست بلکه از نظر شایسته آن است . از دیدگاه امام (ع )بار سنگین غم این بی غیرتی و بی تفاوتی چندان سنگین است که می تواند انسان را بشکندوبکشد و اگر مسلمانی در زیر این بار بمیرد امام را سرزنش نمی کند ، با این که پایمردی و استوار ی و نستوهی آن حضرت در همه عرصه های سخت و تنگ زندگی از میدان های کار زار گرفته تا دیگر عرصه های سخت و مردا فکن زندگی ، بر هیچ کس پوشیده نیست . امام نه تنها خود چنین بودند بلکه دیگران را به نیز با پایداری سفارش می کردند . اما این مورد خاص که در جریان آن علاوه بر تجاوز به حریم اقلیمی و جغرافیایی امام(ع) به حریم ناموس و عفت مسلمانان و حتی غیر مسلمانان تحت حمایت حکومت او حضرت تجاوز می شود ، امام علی (ع) را چنان خشمگین می سازد که این بر زبان مبارک جاری می سازد و بعد ابراز شگفتی می کند از این که دار دسته معاویه در باطلشان وحدت دارند و یاران وی درحقشان پراکنده اند و با تاکید و سوگند می فرمایند: سوگند به خدا کخه این امر دل را می میراند و غم را به دون سینه می کشاند. بعد این یاران بی وفاو پیمان شکن را با این عبات نفرین می کند: « رویتان زشت باد و غم اندود و فقر همراهتان ، چرا که همچون هدفی شده اید که به سویتان تیر انداخته می شود، مرود هجوم قرار می گیرید و خود حمله نمی کنید و خداوند در حضور معصیت می شود و شما راض هستید .» امام (ع) سپس بهانه تراشیهای آنان ا برای فرار از جنگ با نوعی تمسخر وطنز چنین توصیف می کند: هنگامی که در تابستان به شما دستور دادم به سوی آنها بشتابید گفتید اینک اوج گرماست و آن گاه درزمستان فرمان عزیمت به سوی آنهاد صادر گردم گفتید اینک اوج سرماست … شما که این سان از گرما و سرما گریزانید ، به خداوند سوگند که از شمشیر گریزانترید . سپس عبت « یا اشیا ه الرجال و لارجال » را بر زبان می آورد . یعنی شما د صورت وظاهر مردید اما از سیرت و غیرت مردان تهی هستید و بعد آرزو می کند که ای کاش شما را ندیده ونشناخته بودم ، چرا که این آشنایی جز ندامت نتیجه ای در بر نداش و جز اندوه اسف ثمری به بار نیاورد . سپس ضمن تکرار نفرین آنان ، با عباراتی موثر و غم انگیز ، اندوه و خشمی را که آنها دستورهایش را نادیده گرفتند تا آن جا که قریشیان به خود جرات دادند و گفتند فرزند ابوطلاب مردی شجاع است اما نسبت به امور جنگی دانشی ندارد ! و در پایان ضمن رد نظر آنان تجربه طولانی جنگاوری خود را یاد آور می شود و به شکل استفهام انکاری می فرماید : آیا در میان قریش کسی هست که جنگ را بیش از من تجربه کرده باشد ، من هنوز به بیست سالگی نرسیده بودم که وارد عرصه های پیکار و اینک سنم ازشصت فرار رفته است اما افسوس که یاران از فرمانی من پیروی نمی کنند.


دسته‌بندی نشده

سایت ما حاوی حجم عظیمی از مقالات دانشگاهی است . فقط بخشی از آن در این صفحه درج شده شما می توانید از گزینه جستجو متن های دیگری از این موضوع را ببینید 

کلمه کلیدی را وارد کنید :

دسته بندی: دسته‌بندی نشده

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

دسته‌بندی نشده

7-gh/fj (327)

کنترل کیفیت: در دفتر کنترل کیفیت کلیه مراحل تولید در کارخانه تحت کنترل قرار می گیرد و بر آنها نظارت می نمایند تا محصول تولید شده مطابق با نیاز مشتری و بازار قرار داشته باشد. ادامه مطلب…

دسته‌بندی نشده

7-gh/fj (328)

معرفی کلر عنصر شیمیایی با عدد اتمی ۱۷ و نشان Cl می‌باشد. کلر هالوژن است و در جدول تناوبی در گروه ۱۷ قرار دارد. گاز کلر زرد مایل به سبز است، دو و نیم مرتبه ادامه مطلب…

دسته‌بندی نشده

7-gh/fj (33)

عنوان تحقیق: تجارت زنان مقطع: کارشناسی ناپیوسته استاد راهنما: جناب سرهنگ فتاحی دانشجو: نازی ابراهیمیان نیمسال: دوم سال تحصیلی: 84-1383 ولا تقربوا الزنی إنه کان فحشه و ساء سبیلاً «به زنا نزدیک نشوید، که کار ادامه مطلب…

background